تبليغاتX
ملکه‌ی بهار
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
فتوشاپ!

دوستان عزیزم سلام! باز هم با فتوشاپ اومدم. اگر سوالی داشتید یا چیزی گنگ بود توی نظرها بنویسید تا توی پست بعدی جواب بدم. فقط زیاد نمیام. اگه جواب ندادم دلخور نشید. لطفاْ!

پس از باز کردن برنامه‌ی فتوشاپ، شما باید یک صفحه ایجاد کنید که بتوانید شکل خود را در آن ایجاد کنید و همون طور که دقعه‌ی قبلی گفتم، در فتوشاپ نقطه ها هستند که یک خط یا یک شکل رو ایجاد می‌کنند و شما به یک صفحه‌ی کار برای ثبت این نقطه‌ها احتیاج دارید. برای این کار به روش زیر عمل می‌کنید: ( به توضیحات عکس در این مورد توجه کنید.)

File-à New(Ctrl+N)-à  و بعد انتخاب سایز، درجه‌ی کیفیت و ...

 http://mihanupload.com/images/ox7aoghhbbzipjkn2ogb.jpg                                                                                                                                       

 این بار با دو ابزار آشنا میشید:

 

قلمو-brush

این ابزار برای طراحی و نقاشی همانند یک قلموی رنگ روغن یا آبرنگ است.

این ابزار در نقاشی هایی که دست، محدودیتی برای حرکت ندارد؛  بسیار مناسب است. حتی گاهی در ساخت سایه ها و غیره نیز کاربرد داد.کافیست که با تمرین، کمی با آن کار کنید و پس از مدتی می توانید خطوط صاف را به راحتی ایجاد کنید و بعد با انواع آن و کاربرد های آن در زمان های مناسب آشنا شوید.(البته نیازی نیست که همه را یک شبه یاد بگیرید، خود من هم اینطوری با آنها آشنا نشدم؛ اما در هربار کارکردن می‌توانید با تعدادی از آنها آشنا شوید.) البته در هنگام کار باید بدانید که از کدام قلم، با کدام سایز و کدام ضخامت استفاده کنید.

برای تغییر شکل نوع قلم دو راه دارید:

پیش از کار با قلم، شما باید ابزار قلمو رو انتخاب کنید.(این ایزار و کلیه‌ی قسمت هایی که در ادامه توضیح داده می‌شوند، در شکلها مشخص شده‌اند) برای استفاده از قلم های آماده، کافیست روی بخش Brush Preset  در مقابل عنوان Brush، در نوار موارد اختیاری کلیک کنید. تنها کافیست که بر روی قلم مورد نظر کلیک کنید؛ و اندازه‌ی قطر آن را از Master Diameter  و دامنه‌ی پخش( غلظت یا سختی) آن را نیز از Hardness   تغییر دهید.

همچنین در قسمت بالای سمت راست این جعبه یک فلش است که قسمت هایی که در شکل مشخص شده، حاوی انواع بیشتری از قم مو است. با این توضیح که بقیه قسمت ها را بعداً توضیح میدهم و خود شما نیز با آزمایش آنها به راحتی کاربردشان را در می‌یابید!

چگونگی استفاده از قلمو و کشیدن خط: پس از تعیین نوع قلم، شما میتونید با یک کلیک، یک نقطه ایجاد کنید و اگه پس از یک کلیک بدون رها کردن ماوس، درگ کنید، یک خط ایجاد میشه.

http://mihanupload.com/images/9z80wk1zqond9fxw5q.jpg

یک نکته، یک ترفند؛ در استفاده از قلم‌مو:

هنگامی که ابزار قلمو را بوسیله‌ی کلیک بر روی آن انتخاب می‌کنید، یک آیکون به شکل زیر در نوار ابزار اختیارات ظاهر می‌شود که با کلیک بر رویش یا استفاده از دکمه‌ی F5  می توانید آن را باز کنید. این قسمت به نظر خودم یک قسمت جادویی است! جدی میگم. پیشنهاد میکنم بعد از اینکه استفاده از قلمو و قسمت های بالا را به خوبی یاد گرفتید، شروع کنید و گزینه های این قسمت را تست کنید. من چند تا نکته رو میگم ولی پیشنهاد میکنم ضمن اینکه خودتون تنظیمات مختلف رو امتحان می‌کنید؛ حتماٌ به نوع تنظیمات و قسمت های درونش دقت کنید. خب برم سراغ این قسمت:این قسمت شامل سه بخش است. که در شکل یا اعداد 1و 2و 3 مشخص شده.

 نکته: برای باز شدن منوهای این قسمت روی هر گزینه ۱بار کلیک کنید!

شکل 1:  یک خط عادی با براش سایز 20 بدون هیچ تنظیمی.

شکل 2: Shape dynamic:   با این تنظیم میتوانید خط خود را شبیه به شکل 2کنید:

Control: fade   و   اندازه‌ی Control، و درصد زیر آن را باید تغییر داد.

این عدد نشان میدهد که ضخامت تا کجا تغییر کند( با امتحان این کار متوجه منظورم میشید)  هرچه درصد کمتر، حد ضخامت کمتر. همچنین در این شکل از Minimum Diameter استفاده شده.

Size Jitter: اندازه‌ی اولین نقطه در خط (مقدار بی ثباتی نقطه که هرچه درصدش بیشتر، نقطه کوچکتر است و برای اینکه نقطه هم اندازه‌ی بقیه‌ی قسمت های خط باشد باید 100% باشد.

 Minimum Diameter: در این قسمت این منو به ما میگوید که بعد از یک مقدار کشیدن خط از چه حدی به بعد اندازه‌ی خط، ثابت شود.(شکل 3 با استفاده از این منو)

 شکل4: Scattering

از منوی Scatter  واقع در این منو، میزان پراکندگی نقاط تعیین میشود.

Count:   میزان نقاط را تعین میکند.

 شکل 5: بوسیله‌ی منوی Texture  درست شده. به وسیله‌ی بافت ها که بعداً توضیح میدم.

شکل 6: بوسیله‌ی گزینه‌ی  Color dynamic درست شده. و حدود رنگی بین دو رنگ Background  و Foreground  است که در شکل نشان داده شده.

ابزار متن:

اين ابزار رو ميتونيد از روي شكل ياد بگيريد. اگر متوجه نشديد بگيد تا پست هاي بعدي توضيح بدم راجعبش.

  از این لینکها عکس توضیحاتی که دادم رو ببینید:

http://mihanupload.com/images/sgm1kdgfi7hoi08lmj5.jpg

http://mihanupload.com/images/p5cfzz6r0xrrpe3yrl8.jpg

http://mihanupload.com/images/tyz2d70rlq8e5eowcpp.jpg


پینوشت1: افتادم دنبال معنی اسم افراد. خیلی جالبه. واقعاً خیلی معنی اسما جالبه! خوشمان آمد، شدید! معنی بعضی اسمها و فامیلی ها رو هم بر طبق اجزاشون در آوردم.( البته نمیتونم بگم که صد در صد درست میگم!) فکر کنم اگه این طوری پیش برم، 70 یا 80 سال دیگه یه فرهنگ اسم دارم!(البته حتما معنی اسمها رو زودتر جمع میکنم ولی از اون جایی که هرکسی بعد از مرگش کارایی که کرده رو میشه؛  و احتمالاً 70یا80 سال دیگه یا مردم یا انقدر پیرم که کارای کردم رو رو میکنن؛ 70 یا 80 سال دیگه فرهنگ اسمهام که حتماٌ یک ارتباط متقابل با کامپیوتر و فتوشاپ داره میاد بیرون!) احتمالاٌ همراه ملیچ شاپ_melich shop_(یه برنامه ای که بعداً قراره درستش کنم!) میگم یه فرهنگ اسم هم رایگان بدن. بعد وقتی این کارو کنم، دوستان خارجی هم که حتماً از برنامه‌ی ساخته شده‌ی من قراره بهره ببرند، با اسامی ایرانی آشنا میشن. بعد تحقیقاتم در زمینه‌ی عید و نوروز و... رو همه رو میذارم روش که اونا هم ناکام نمونن. میمونه فقط تحقیقای علمیم_مثه گیاه خواری و تاریخچه‌یی ایران و تحقیق های زیستیم و..._ که به اندازه‌ی نصف موهای سرم الآن دارم و حتماً میرسه به اندازه‌ی دو برابر موهای سرم(البته اگه تا اون موقع با این همه فعالیت کچل نشده باشم!) که حالا اونارو هم باید یه جوری به جهانیان عرضه کنم که مردم، طفلکیا بدون اطلاعات نمونن! یه برنامه‌ی دیگه هم قراره داشته باشم به اسم... اسمشو نمیدونم فعلاً! آهان میتونه باشه melich movie maker(!) به نظرم خوبه! بعد به صورت رندوم یکی از تحقیقات علمیم همراهیش میکنه! هر خریدار، یک تحقیق! (از الآن تبلیغ هم میکنم!) بعد تازه تا اون موقع یک نسخه‌ی خیلی خیلی پیشرفته تر از فتوشاپ ساخته شده که از یک سال پیش وعده‌ی اینو دادم که اسمم میاد اون قسمت اولش که اسم تهیه کننده هاش هستش. حالا یه چندتا تحقیق رو هم، واسه این که مردم شاد بشن میذارم روش!

 از الآن آیندم رو هم ساختم! مرسی از خودم! خوبه... حداقل در نهایت شکوفا میشم. البته من دوتا هم مشاور گل دارم که حالا اونا هم حتماً شریکن تو کارام! نه؟
 الآن اگه دوست عزیزم، شاداب جای من بود میگفت: نارسیسیتم عود کرده! فک کنم منم نارسیسیت و اعتماد به نفس با هم گل کرده که حالا در آینده اسم این بیماری رو هم به جهان عرضه میکنم!

پینوشت۲: کلاس تابستونیمون هم شروع شد و باز من با دیدن تک تک دوستانم شاد شدم. همه چیز خوبه .... به جز کلاس بندی جدیدمون که خوشبختانه با دو تا از دوستای صمیمی هستم ولی دو تا دیگه نیستند!

دیگه برای تغییر کلاس راهی نیست جز اینکه به این "راز آرامش گوسفندی" رو کنم که البته رو کردم:

.... ایمان داشته باش....

دعا معمولاْ تنها راه مقابله با بعضی مشکلات غیرقابل حل است!

امیدوارم...

پینوشت ۳: من هی دارم میگم من از نوابغم، كسي گوش نميده!

آخي يكي نيست بهم بگه دختر نابغه، تو كه ۵ سال دبستان درس خط داشتي ديگه تو تابستون كلاس خوشنويسي رفتنت چي بود؟

يكشنبه ها مدرسمون تفريحيه و كيف ميكنم.

بسي شاد ميشويم.

فعلاْ

نکته: این پست بازبینی شد و تغییرات مورد نظر و اصلاحات لازم انجام شد. 

|+| نوشته شده توسط ملیکا در سه شنبه سی ام تیر 1388 و ساعت 16:39 | 
برای او...
سلام.
این اولین متنی‌است که از بین شعرها و متن‌های خودم اینجا می‌نویسم، تا شاید کمی خالی بشم.

برای او که به نبودش عادت کرده بودم ولی این روزها نبودش برایم سخت است و تمام تلاشم در این است که دوباره به نبودش عادت کنم.  و حتی گاهی برایم مهم است و گاهی نیست!

من و تو

چند سال بود که یکی از بهترین دوستانم تو بودی. اما روزی من رفتم. تو هم قرار بود که بیایی، نیامدی ولی من و تو 3سال از هم دورشدیم. عادت نداشتم که تو را هرروز نبینم. تا این که دیگر به هیچ چیز کاری نداشتم.به نبودت هم عادت کردم.
دوستانی پیدا کردم که گاهی یاد تو را از دلم می‌ربودند. گویی، بیشتر مواقع، با حضورشان تو را در "خودم" فراموش می‌کردم.
گاهی، صدایت آرامم می‌کرد، مهربانی‌هایت، خنده‌ی شیرینت، سؤال‌هایت و حتی جواب‌هایت؛ همه و همه مرا که مانند تشنه‌ای در جنگلی که با نبودت، کویری شده بود؛ سیراب می‌کرد. در این کویر، چشمه‌هایی بود-همان دوستانم-، اما با آنها هم گاهی تشنه می‌شدم، و آنوقت بود که باعث ‌می‌شدند تشنگی‌ام را فراموش کنم و نمی‌توانم نادیده بگیرم اینکه، چقدر در این کار موفق بودند.
جنگلی که من و تو ساخته بودیم، پر بود از گلها و گیاهان زیبا. راستش را بگویم، با آنها، تو را و با تو، آنهارا فراموش میکردم!

گذشت و گذشت و روزی تو به من گفتی که می‌آیی. گفتی که شاید بتوانم مانند قبل باز هم تو را هرروز ببینم. قرار شد که این مرز را بشکنی و باز هم بیایی.ولی نگفتی که اگر بیایی چشمه‌هایم چه‌ میشوند، همدردهایم چه میشنود. من هم نپرسیدم.

نگران بودم، بی‌تاب شدم. گریه‌کردم. مغرور نبودم، حسود نبودم٬ خودخواه هم نبودم. ولی طاقتم آنقدر نبود که بدون سایه خنک جنگلمان-که قرار بود باز برایم دائمی شود- و یا حتی بدون چشمه‌هایم سَرکنم.

پس تصمیمی گرفتم. حتی با اینکه آشفتگی‌هایم، با این تصمیم به پایان نرسید، اما حدّاقل دلخوش‌کُنکی برایم شد.تصمیم گرفتم که این چشمه ها را هم به جنگلمان-همان جنگلی که هرچه گیاه و گل و درخت داشت، من و تو کاشته بودیم-راه دهم. اما کلید این جنگل تنها در دست تو بود.اصلاً با حضور تو وارد این جنگل می‌شدم.به آنها گفتم. آنها هم پذیرفتند چون هم من و هم آنها می‌دانستیم که چقدر دوست داریم باهم باشیم. اما من و تو هم دوست داشتیم که باز با هم باشیم. شاید سخت، اما پذیرفتند. هرچند که باز، هم من و هم آنها ترسی مشترک داشتیم. و آن این بود که می‌ترسیدیم با حضور تو همدیگر را فراموش کنیم. یکیشان به من گفت: "او می‌آید و تو را از ما می‌گیرد و ما نمی‌خواهیم." منم با یقین گفتم:"نمی‌گذارم!"

...و ناگهان روزی تو به من گفتی: نمی‌آیی!
البته آمدنت هم از همان اول برایم قطعی نبود. ولی؛ امیدم زیاد بود. وقتی این را گفتی خودت هم فهمیدی که چقدر ناراحت شدم. حتی پرسیدی:"ناراحتی؟" من هم راستش را، گفتم:" نبودم این را که گفتی ناراحت شدم." و ماتم برد.

ولی یادم افتاد که روزی گفتم:
"خدایا، اگر قسمت من و او(که تو باشی) چنین است که اگر بیاید، نتوانیم گل تازه‌ای بکاریم؛ و یا دوستان دیگرم از من دور شوند، او هیچ گاه نیاید.

و تو نیامدی...

 


نکته:  شاید باید خدا رو شکر کنم که نمیای و دوستی هام پابرجا می مونن. هم دوستیم با تو و هم با آنها.

پس خدایا ازت ممنونم!


پینوشت۱: میگن یه موقع ها خدا میخواد بهترین رو بده. انگار یکی از اون موقع ها الآنه برام.

پینوشت۲:

پدر؛
ای مردانگی مستمر
ای ترنم طرب انگیز خلقت
قربون خستگی هایت
فدای شانه‌های مردانه‌ات
دوستت دارم.
روزت مبارک!

 

 پینوشت۳: آپ بعدی از جنس فتوشاپه.

پینوشت۴:سیروان-زندگی همین امروزه--> گوشه ی صفحه

                                                     فعلاً...

 

|+| نوشته شده توسط ملیکا در سه شنبه شانزدهم تیر 1388 و ساعت 0:8 | 
باورکن؛ زندگی همین امروزه!
سلام.
اولاً عذر میخوام که یه مدت نمیام و به کسی هم سر نمیزنم یا اگه سر بزنم، نظر نمیدم. ولی باورکنید وقتی میام هر پستتون که نخونده باشم رو میخونم.

امروز با یک مطلب راجع به "فتوشاپ"اومدم. قصد دارم اول یک مقدمه راجع به خود فتوشاپ بنویسم.دوستانی که قصد ندارند قسمت فتوشاپ رو بخونن، تا زیر خط جدا کننده بیان پایین.
برنامه‌ی "
Photoshop" که اسمش در آیکن ورژن 10 به بعدش به اختصار، PS، نوشته میشه، امکانات مختلفی داره در زمینه های: تبلیغات، عکاسی، جلوه‌های ویژه، پانل‌های صنعتی، روتوش تصاویر، فتومونتاژ، گریم و طراحی "interface" (به محیط تعاملی بین نرم‌افزار و کاربر گفته میشه که کاربر بلافاصله بعد از ورود به نرم‌افزار با این محیط رو به رو میشه و در صنعت هم طراحیِ interface، در بخش کنترل دستگاه های صنعتی که شامل یک سری کلیدهاست و به دانش رنگ ها نیاز داره، دخیل است. )

در استفاده از فتوشاپ باید توجه داشت که فتوشاپ یک ابزاره و رعایت اصول طراحی در فتوشاپ ضروری.

به اصطلاحات زیر توجه کنید:(شما باید به مرور زمان اسم فارسی و انگلیسی این اصطلاحات رو به خاطر بسپارید.)

"ارائه‌ی کار" یا اثر(Presentation)
"شبیه شازی"(
Simulation
)
"جلوه‌های ویژه"(
Special-Effects
)
"مدل سازی"(
Modeling
)
"جلوه‌های بصری"(
Virtual reality--->"واقعیت مجازی"_ یا Visual Effects
)

همون طور که میدونید ما در فتوشاپ در واقع قصد شبیه سازی داریم. شبیه سازی به طور کلی دو مرحله‌ی اصلی داره:

1-Modeling(مدل سازی)
2-Rendering(پرداخت نهایی اثر)

در واقع مدل سازی یعنی: ساخت شکل و شیء مورد نظر در ابعاد و اندازه‌ی دقیق و ایجاد جزئیات فرضی.(ایجاد یک شکل متشابه)

در فتوشاپ دو نوع فرم داریم: متقارن و نامتقارن
"متدهای شبیه سازی" هم به دو دسته تقسیم میشند:

1-باز سازی تصاویر موجود(تکرار)
2-ساخت تصاویر جدید و بی‌سابقه(
Concept)

فرمول کلی شبیه سازی: شناخت موضوع، مدل سازی در رایانه، پرداخت نهایی

"Rendering": پردازش دستی-پردازش کامپیوتری(به صورت2بعدی و 3بعدی که در فتوشاپ 2بعدی است.)

روش های ارائه‌ی کار(Presentation): به طور کلی به هر چیزی که نقش ارائه‌دهنده و معرفی کننده‌ باشه، بنر(Banner) گفته میشه. که میتونه به یکی از اشکال زیر باشه: بوسیله‌ی برنامه‌ی Power Point، پوسترها، بیلبوردها، بروشورها، کارت ویزیت، و امور تبلیغاتی. مهم ترین تفاوت در این روش ها نحوه‌ه ارئه‌‌ی کاره که من با چند روش ارائه‌ی کار آشناتون کردم.

"هنر تجسمی" چیست؟

همه‌ی هنرهایی که به صورت بصری، ارئه یا دیده‌میشوند و با تصویر سروکار دارند، اصول و مبانی مشترکی دارند که به هنرهای تجسمی یا مبانی هنرهای‌بصری نامیده میشند.
مثل: گرافیک، نقاشی، طراحی، مجسمه سازی، معماری-طراحی صنعتی

تعریف نقطه در هنرهای تجسمی:
چیزی که دارای رنگ، تیرگی یا روشنایی، اندازه و گاهی جرمِ ملموس و قابل دیدن باشد و بر اثر اولین تماس با صفحه بوجود‌ بیاد، و دارای شکل و اندازه‌ی نسبی باشه و موقعیت قرار گیریش هم درون کادر صفحه باشه، نقطه نامیده میشه.

نقطه در فتوشاپ بوسیله‌ی ابزار قلم‌مو یا Brushایجاد می‌شود.
برای آموزش ابزار قلم‌مو صبر کنید تا جمعه‌ی بعد!البته متنش آمادست ولی اگه بنویسم دیگه خیلی پستم طولانی میشه.


امروز فقط پینوشت ها خارج از فتوشاپه.

پینوشت1: آلبوم جدید سیروان رو هم گوش دادم! بسی خوشمان آمد! البته نرید به خاطر حرف من بگیریدا اول از این سایتی آخر پست گذاشتم، دِموش رو بشنوید بعد. فقط کافیه روی هراسم آهنگش کلیک کنید بعد زودی پخش میشه. ولی از آهنگ سازی سیروان خیلی خوشم اومد!شدید! آلبوم قبلیش رو هم خیلی دوست داشتم، دارم و خواهم داشت!!
پینوشت2:سیاوش قمیشی، آلبوم 84: مخصوصاً گریه کن گریه قشنگه، تصور کن، آرزوهای محال، بارون، و کلاً سیاوش قمیشی!!!!
پینوشت3: جدیداً بیش از اندازه آهنگ گوش میدم. این شد که به این نتیجه رسیدم که کلاً هر خواننده‌ای یک آهنگ با مضامین(چه بزرگونه!! خوشم نیومدم!)داره:
1- دوسِت دارم2-بیا3-برگرد و برو 4-پشیمونم 5-بارون و فصل خزون و یاد تو 6-بعدم یه آهنگم میخونن که دیگه یاد من نکن، اسمم نیار!!!!!!!! جوک روزنا!

پینوشت4:این قسمت آهنگ سیروان رو هم خیلی دوست دارم: (آهنگ زندگی همین امروزه)
باورکن!، زندگی همین امروزه! لحظه‌ای که تکرار نمیشه، فرصتی که هیچ وقت نداشتی. شاید تنها شانس تو، همین امرووووووز‌ه‌ه‌ه‌ه‌ه‌ه‌ه! امروزتَم میگذره به سادگی، امروز فردای دیروزه، تو همون آدم همیشگی! گذشتـــه، تو رو تا کجا میببره... توی ذهن تو بگو، چی میگذره!؟ اگه ثانیه‌هات میسوزن تو آتیش گذشته، تو خودت مقصری!!(اینجا دوست داشتم به سیروان بگم: چی میگی؟!؟!؟!) بار سنگین گذشتَت رو کجا با خودت میبری؟ باورکن، زندگی همین امروووووزه!

پینوشت5: یک حرکتی کردم که پدر عزیز بهم گفتن: مبارکــــــــــــه!!!!!!!!! فکر میکنید چه کردم؟!!! نخندینا!جدی میگم! اتاق عزیزم رو دیشب تا ساعت 3.30 بیدار بودم و جمع کردم!!!!!(دیگه همگی آشنایی پیدا کردن به وضعیتی که اتاقم پیدا میکنه نه!!؟) این دفعه دیگه به خودم قول ندادم که اتاقم رو تمیز نگه دارم! قول دادم که اتاقم رو هر هفته جمع کنم!!! (آدم باید واقع نگر باشه دیگه! مگه نه؟!!) ببینید وضعیت اتاقم چه قد بد بوده که مامان عزیز صبح سورپریز شدن که اتاقم رو دیدن!!

دکور اتاقمم عوض کردم! خوشمان آمد!


لینک دموی آهنگ های سیروان خسروی:

http://www.musicema.com/module-pagesetter-viewpub-tid-2-pid-98.html

لینک وب سایت رسیمی سیروان خسروی: www.sir-1.com


کلی حرف و شعر و داستان و خاطره دارم. واسه همین یکم تندتر میام احتمالاً!


برای پرستووووی عزیز:

من چندبار براتون کامنت گذاشتم ولی هر دفعه یه پیغام میداد. آخر سر نفهمیدم ثبت شد یا نه! ثبت شد؟!

|+| نوشته شده توسط ملیکا در جمعه دوازدهم تیر 1388 و ساعت 13:36 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar