| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
سال 1387 مبارک
سلام.
ما داریم می ریم سفر٬ از امروز تا ۱ فروردین اونجاییم.کجا؟کیش وقتی برنامه سفرمون جور شد خیلی خوشحال شدم آخه امسال از شر ترقه ها و سروصداهای چهارشنبه سوری در امانیم! فعلا خیلی سرمون شلوغه ولی:
البته پیشاپیش
راستی تعطیلات خوش بگذره... پ.ن:من سیم دندونم رو برداشتم٬ حالا باید پلاک بزنم .(هوراااااااااااا!) |+| نوشته شده توسط ملیکا در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 و ساعت 22:39 |
...باز هم
باز هم نزدیک عید شد و من دفر خاطراتم را به دوستان و معلمان می سپارم بلکه چند خطی یادگاری برایم بنویسند٬در میان این نوشته ها٬ نوشته های زیادی چشمک می زنند که من یکی از آن ها را برایتان می نویسم این نوشته٬ قسمتی از نوشته معلم و مشاور خوبم خانم دادخواه است:
شاخه با ریشه خود حس غریبی دارد٬ باغ امسال چه پاییز عجیبی دارد٬ غنچه را شوقی به شکوفا شدنش نیست دگر٬ باخبر گشته که دنیا چه فریبی دارد٬ خاک کم آب شده مثل کویر تشنه٬ شاید از جای دگر مزرعه شیبی دارد.سیب هر سال در این فصل شکوفا می شد٬ باغبان کرده فراموش که سیبی دارد.
راستی عید نزدیک شما چه تدارکی دیدید؟؟؟ |+| نوشته شده توسط ملیکا در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386 و ساعت 18:49 |
من دلم تنگ است
سلام.
با وجود اینکه امسال خیلی برف بارید ولی بهار خیلی زود به سراغ ما آمد.قبول ندارید؟؟ واسه همینم این موضوع باعث شده خیلی زود از رفتن به مدرسه(دراین روزهای آخر)خسته بشم. اما قرار بود این چندتا پست آخر را به دوستی اختصاص بدم. تجربه های من در دوستی٬ به خصوص تجربه هفته پیشم و بازهم به خصوص تجربه دوست جدید این پایه به من چیز هایی ثابت کرد. جدا از مسائلی مثل غرور٬ که از نظر من می تونه یه دوستی خوب و حتی یه دوستی چندساله را بهم بزنه مسائل زیاد دیگه ای برای از بین بردن یک دوستی در کمین ما نشسته اند.که من فعلا هیچ کاری با اون ها ندارم٬ فقط اینه بدونید که اول دوستتون را بشناسید بعد ببینید میتونید تحملش کنید یا نه ؟؟؟ اگه نه همون موقع باهاش خداحافظی کنید و نذارید دوستی با فرد جدید باعث بهم زدن دوستی های قبلی شما بشه.
این اتفاق غیر قابل تحملی بود که تو دوستی من افتاد شما اشتباه نکنید. شما هم دچار همچین مشکلی شدید؟؟؟چه کار کردید؟؟ لطفاً به منم بگید که منم از تجربه هاتون استفاده کنم.
مرسی...
دوستی با هرکه کردم دشمنی آورد به بار دانه را در کعبه کشتم٬ شد در بتخانه سبز |+| نوشته شده توسط ملیکا در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386 و ساعت 21:30 |
|
درباره وبلاگ
![]() من ملیکا هستم.
به وبلاگنویسی علاقه زیادی دارم و دوست دارم اطلاعات علمی و خاطرات تلخ و شیرینم را با بچههای همسن و سال خودم و بزرگترهایی که بچههای وبلاگ نویس را دوست دارند تقسیم کنم. از دوستان اینترنتی میخواهم مرا در بهتر شدن وبلاگم یاری کنند. منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
آذر 1388آبان 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 شهریور 1386 تیر 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 آذر 1385 آبان 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 آرشيو موضوعی
خاطراتمشعر و داستان کوتاه هرچه دل تنگم خواست! فتوشاپ کامپیوتری پيوندها
مامان زمینی خودمرها(هنگامهي عزيز) پگاه و تنهاییش در تاریکی پرستـوووو جون نرگس عزیز دلتنگی های روشنک با طعم شادی شیمای عزیز غزاله ی عزيز افسونگـرِ عزیز ندا و تب آفتاب خواهرانههای میگلچه چشم غمگین حديـث عمو في في مهربون باز باران با دختخاله قالب های حرفه ای وبلاگ ابزار وب فارسی امکانات
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |